ابن خلدون ( مترجم : م . محمد پروين گنابادى )
1227
تاريخ ابن خلدون ( مقدمه تاريخ ابن خلدون ) ( فارسى )
و ملكهء تصوف ربانى بدينسان حاصل ميگردد كه به عبادات و اذكار پردازند و حواس ظاهرى را از راه خلوتنشينى و انقطاع از مردم آنچه ممكن باشد ، تعطيل كنند تا ملكهء رجوع به حسّ باطن و عالم روح حاصل آيد و تحولى در او روى دهد كه به مقام ربانى [ 1 ] نائل شود . و ساير ملكات را نيز به همين شيوه ميتوان كسب كرد . و نفس در هر يك از ملكههاى مزبور برنگ خاصى در مىآيد و بدان سازشپذير مىشود و هر ملكهاى در نفس بر حسب چگونگى پرورش و ايجاد آن خواه خوب يا بد حاصل مىشود و از اين رو ملكهء بلاغتى كه از نوع طبقهء عالى باشد از راه حفظ كردن آثارى كه در همان طبقه قرار گيرد بدست مىآيد و به همين سبب كليهء فقيهان و دانشمندان در بلاغت ناتوانند و تنها علت آن نوع محفوظاتى است كه نخست در ذهن ايشان تمركز مىيابد و حافظهء خود را از قوانين علمى و عبارات فقهى كه خارج از اسلوب بلاغت است و در طبقه پائين سخن قرار دارد انباشته ميكنند ، چه عبارات مربوط بقوانين و علوم واجد اصول بلاغت نيست و از اين رو هر گاه اين گونه محفوظات در انديشه سبقت جويد و رو بفزونى رود و نفس به آنها خو گيرد و هم آهنگ شود ، ملكهاى كه از آنها بوجود مىآيد در نهايت كوتاهى و عجز از بلاغت بشمار خواهد رفت . و تعبيرات و الفاظ آن از اسلوبهاى « فصيح » زبان عرب منحرف خواهد بود . همچنين اشعار فقيهان و نحويان و متكلمان و صاحبان نظريات علمى ( حكما ) و ديگر كسانى را كه كمتر بحفظ سخنان گلچين و برگزيده همت ميگمارند خالى از بلاغت مىيابيم . دوست فاضل ما ابو القاسم بن رضوان كاتب علامت ( طغرانويس دربار ) دولت مرينى براى من حكايت كرد كه :
--> [ 1 - ) ] حكيم الهى عارف به خدا . ( از اقرب الموارد ) .